اپلیکیشن زینگ | باربری آنلاین
زینگ - سامانه جامع حمل و نقل

تماس تلفنی
 
گفتگو آنلاین
 
دانلود زینگ
خانه دانلود اپلیکیشن زینگ آشنایی با زینگ فروشگاه خدمات اطلاعاتی همکاری با ما تماس با ما
زینگ - سامانه جامع حمل و نقل کشوری

تماس تلفنی

گفتگو آنلاین

دانلود زینگ

جستجو

فرهنگ استارت آپی در مقام «روح» جدید سرمایه داری متأخر به کثرتی از گفتارهای مدیریتی و دستورالعمل های روان شناسانه گره می خورد که قرار است راه های موفق بودن را به شما بیاموزند.

اگر اقتصاد ایران در سال های اخیر فقط در یک حوزه همپای اقتصاد جهانی پیش رفته باشد آن حوزه بی شک به استارت آپ ها مربوط می شود. نوظهوری استارت آپ ها در مقام کسب وکارهای جدید در ایران و از این رو، ناآشنایی یا لااقل کم اطلاعی از ماهیت و سازوکارهای آنها ناگزیرمان می کند بحث را با این پرسش شروع کنیم که استارت آپ به واقع چیست؟ به نظرم می رسد می توان از استارت آپ تعریف ساده ای به دست داد که اهم مؤلفه های آن را دربربگیرد و توضیح دهد: شرکت نوپایی که به اتکای ایده ای خلاقانه و عموماً به پشتوانه تکنولوژی های جدید راهکار نوین و در عین حال ریسک پذیری برای درآمدزایی نوآورانه از بخش مشخصی از بازار پیش می گذارد. مثلاً «دیجی کالا»، «اسنپ» یا «باما» را در نظر بگیرید. هرسه این استارت آپ های ایرانی با تعریفی که به دست دادیم کم وبیش جورند: الف) در هرسه آنها پای یک ایده نوآورانه در میان است. ایده دیجی کالا فروش آنلاین کالاهاست که البته مشخصاً از نمونه های مشابه جهانی مثل آمازون الهام گرفته است. اسنپ بر ایده سفارش آنلاین تاکسی شهری مبتنی است که البته آن هم مُلهم از نمونه جهانی اوبر (Uber) است. و باما هم ایده اش خریدوفروش خودروهای شخصی است که نمونه های جهانی بسیاری دارد؛ ب) هرسه آنها اساساً به اتکای فضای آنلاین و اپلیکیشن های جدید در مقام تکنولوژی های نوین ممکن شده اند؛ ج) به دلیل نوظهوری و طبعاً ناآشنایی و بی اعتمادی اولیه جامعه، ریسک این کسب وکارها در ابتدای امر بالا بوده است؛ د) هرسه آنها بازار هدف خود را عمیقاً دگرگون کرده اند و از راه ابداع راهکارهای کارآفرینانه کسب درآمد می کنند. تا جایی که به آخرین آمار و ارقام مربوط می شود تا اواخر سال 95 بیش از 2500 استارت آپ در ایران راه اندازی شده اند که البته از حیث میزان فعالیت و جذب سرمایه و درآمدزایی متفاوت اند. علاوه بر این، بسیاری از استارت آپ ها در حد ایده باقی مانده اند، برخی در پی جلب سرمایه گذارند و بعضی نیز عملاً شکست خورده اند. با این همه تردیدی نیست که آینده کسب وکار در ایران عمیقاً به آینده استارت آپ ها گره خورده است.

استارت آپ همچون کارآفرینی: تجدیددیدار با جوزف شومپیتر

سال ها قبل از آنکه مفهوم استارت آپ باب شود و شرکت های استارت آپی پا بگیرند جوزف شومپیتر، اقتصاددان اتریشی، مفهومی را پیش گذاشت که هرآنچه را می باید درباره استارت آپ ها بدانیم پیش دستانه توضیح می دهد: کارآفرینی (entrepreneurship). شومپیتر نظریه اش درباره کارآفرین و کارآفرینی را به مثابه بخشی از نظریه اقتصادی کلان ترش صورت بندی کرد. شومپیتر با الهام از مفهوم پردازی مارکس در «مانیفست کمونیست» درباره ضرورت «انقلاب دائم در ابزارهای تولید» در سیستم سرمایه داری - همان انقلابی که در آن «هرآنچه سخت و استوار است دود می شود و به هوا می رود» - مفهوم «تخریب خلاق» (creative destruction) را پیش کشید: سرمایه داری نمی تواند جز به اتکای تخریبِ نه فقط وسایل و ابزارها که شیوه ها، تکنیک ها، سازوکارها، نهادها و سازمان های قدیمی ای که خود زمانی وضع کرده است دست به نوآوری بزند. اساساً هر ابداعی در نظام سرمایه داری مستلزم تخریب بی رحمانه آن چیزی است که اینک دیگر نخ نما، ازکارافتاده و قدیمی به نظر می رسد. کارآفرین همان سوژه ای است که فرآیند ابداع مخرب و تخریب مبدعانه را پیش می برد. کارآفرین، به زعم شومپیتر، از راه دگرگونیِ فُرم ها و قالب های قدیمی کسب و کار و جایگزینی آنها با شیوه های به روزتر، کارآمدتر و درآمدزاتر عملاً نبض بازار را به دست می گیرد و پیوسته روح جدیدی در آن می دمد. کارآفرین، چنان که شومپیتر تعریفش می کند، دست کم سه ویژگی عمده دارد: الف) به اتکای ترکیب جدیدی از منابعِ پیشاپیش موجود دست به نوآوری و خلاقیت در ابزارها و شیوه های تولید و فروش می زند؛ ب) به واسطه ریسک پذیری اش فرصت های اقتصادی و تجاری بازار را تشخیص می دهد و آنها را قبل از دیگران می قاپد؛ و ج) به واسطه افزایش سود و دامن زدن به رونق تجاری همچون موتور نظام اقتصادی عمل می کند و آن را به اتکای دو مؤلفه اول، یعنی نوآوری و فرصت طلبی، به پیش می راند. همه آنچه را شومپیتر درباره کارآفرینیِ کارآفرین ها می گوید می توان به استارت آپ ها نسبت داد. از این حیث، آنچه شومپیتر در سال های دهه 1930 و در متن شیوه تولید فوردی گفته بود تازه سال ها بعد، در زمانه حاکمیت اقتصاد دانش بنیانِ پسافوردی به معنای دقیق کلمه تحقق پیدا کرد. بنابراین بیراه نیست اگر شومپیتر را به چشم پیشگوی صادق سرمایه داری متأخر قرن بیست ویکمی بنگریم یا، به تعبیری شاید دقیق تر، در مقام ایدئولوگ کاپیتالیسمی که قرار بود از راه برسد.

«هرآنچه سخت است دود می شود و به هوا می رود»

چنان که یادآور شدیم به باورِ مُلهم از مارکسِ شومپیتر، اقتصاد سرمایه داری از راه انقلاب دائم در شیوه های تولید (و نیز توزیع و فروش) پیوسته کسب وکارهای قدیمی را کنار می زند و کسب وکارهای نوینی ابداع می کند. استارت آپ ها در مقام کارآفرینی های شومپیتری در واقع مصداق بارز همین امرند. هیچ استارت آپی نمی تواند بدون حدی از انقلابیگری در بازار هدف خود کامیاب شود. هر انقلابی طبعاً ضدانقلاب خودش را خواهد داشت. کامیابی یا ناکامی هر استارت آپ علی الاصول در گرو نتیجه ستیز نیروهای انقلاب و ضدانقلاب است. اجازه بدهید به اتکای یک مورد مشخص پیش برویم. اسنپ و دیگر شرکت های تاکسی آنلاین مثل تپ سی را در نظر بگیرید. این شرکت ها در مدت کوتاهی کل بازار تاکسی شهری را از اساس زیرورو کردند. بازندگان این انقلاب آنلاین در بازار تاکسی های شهری چه کسانی بودند؟ «سازمان تاکسی رانی» از یک طرف و «دفاتر آژانس» و برخی راننده های «قدیمی» از طرف دیگر. اسنپ و تپ سی به واسطه مزیت نسبی ای که از راه تخفیف قیمت ها برای مسافران و افزایش سفارش ها برای رانندگان ایجاد کردند مختصات سنتی بازار تاکسی شهری را به ضرر دفاتر محلی آژانس های کرایه ای جابه جا کردند. با رونق گرفتن کسب وکار شرکت های نوپای تاکسی آنلاین و متعاقباً، رکود چشمگیر دفاتر آژانس در یکی، دو سال اخیر ستیز خصمانه دو طرف به قصد از میدان به درکردن رقیب بالا گرفته است. در اغلبِ چنین مواردی برگ برنده در اختیار طرفی است که دست کم در کوتاه مدت یا میان مدت بتواند کالا یا خدمات ارزان تر، باکیفیت تر و به صرفه تری تولید کند. اساساً استارت آپ ها بازیگران قدیمی بازارهای هدف را به زحمت می اندازند و حاشیه امنیتشان را تهدید می کنند. این بازیگران یا مجبورند خود را با قواعد جدید بازی هماهنگ کنند و یا اگر بر همان شیوه های سنتی شان بایستند دیر یا زود از بازار حذف می شوند یا دست کم به حاشیه می روند. با این اوصاف، استارت آپ ها به دقیق ترین معنای کلمه در حُکم «تخریب های خلاق» اند. پاگرفتن آنها عموماً مترادف ساقط شدن یا لااقل کوچک شدن کسب وکارهای باسابقه و زیروروشدن مختصات کلی بازار است. طبعاً هرچه یک بازار منعطف تر باشد تلفات و ضایعاتی که از قِبَل راه اندازی استارت آپ ها ممکن است ایجاد شود کمتر می شود. باری دیگر مثال خودمان را در نظر بگیرید. بازار تاکسی های شهری در نهایت یک بازار منعطف است، یعنی بازیگران آن به رغم مقاومت های احتمالی اولیه در برابر شرایط جدید منطقاً می توانند خود را با آن هماهنگ کنند، کمااینکه بسیاری از رانندگانی که پیش تر نسبت به حضور اسنپ و تپ سی در بازار معترض بوده اند خود بعدها به یکی از آن دو یا بعضاً هردوی آنها پیوستند. بنابراین شرکت های آنلاین سفارش تاکسی شهری صرفاً شیوه کسب وکار آنها را تغییر داد و خود این کسب وکار را تخریب نکرد.

این انعطاف اما مطلق نیست. مثلاً دفاتر محلی آژانس در بازار دستخوش دگرگونی تاکسی های شهری آینده ای ندارند. خیلی از آنها برچیده می شوند و بقیه با رکود کسب وکار طرف خواهند شد. اساساً اینکه استارت آپ ها تا چه پایه مخالفت صاحبان کسب وکار بازار هدف خود را برانگیزند بیش از هرچیز به این برمی گردد که چقدر بتوانند آنها را در منفعتِ حاصل از شیوه جدید کسب وکار شریک کنند. اسنپ و تپ سی به رغم اینکه در بازار تاکسی های شهری قسمی انحصار نسبی ایجاد کرده اند اما از راه جذب فزاینده رانندگان قدیمی و جدید توانسته اند مقاومت ها را تا حدی بشکنند و مخالفان دیروز را به شرکای امروز بدل کنند. در این میان اما استارت آپ هایی که عوض تسخیر بازارهای قدیمی، خود مستقلاً بازار جدیدی خلق کرده اند با چنین تنش هایی طرف نیستند. هرسه نمونه ای که تا اینجا برشمردیم مختصات بازارهای از قبل موجود را دگرگون کرده اند: دیجی کالا بازار خرید و فروش کالاهای مصرفی، اسنپ و تپ سی، چنان که گفتیم، بازار تاکسی های شهری، و باما بازار خرید و فروش خودروهای شخصی. اما استارت آپی مثل «شیپور» که همچون پایانه ای برای خرید و فروش اجناس دست دوم کار می کند عملاً یک بازار جدیدساخته است که پیش از این یا وجود نداشت یا بازار بسیار محدودی بود که به سمساری های کوچکی منحصر می شد که عموماً در سطح محلات فعالیت می کردند. طبعاً این دست استارت آپ ها با مقاومت بازارهای قدیمی سروکار ندارند و عمده ترین چالشی که پیش رو دارند به استقبال عمومی از شیوه کسب وکارشان مربوط می شود.

دانشگاه ها، پارک های علم و فناوری و شرکت های دانش بنیان: استارت آپ ها و تجاری سازی علم

استارت آپ ها عمیقاً با دانش های جدید، تکنولوژی های نوین و ایده پردازی های نوآورانه گره خورده اند و همین امر آنها را به دانشگاه پیوند می دهد. مسئله در اینجا صرفاً این نیست که ایده پردازان یا کارآفرین های استارت آپ ها اغلب فارغ التحصیلان یا دانشجویان رشته های فنی- مهندسی، علوم رایانه ای و مدیریت اند. مسئله فراتر و کلان تر از این است. تا جایی که به ایران مربوط می شود دانشگاه ها در سال های اخیر به صرافت افتاده اند که از ایده های خلاقانه «نخبگان» حمایت کنند و با فراهم ساختن شرایط نهادی در قالب پارک های علم و فناوری راه را برای تجاری سازی این ایده ها بگشایند. نهاد علم در ایران و مشخصاً سازمان دانشگاه همواره متهم بوده که از کاربردی سازی محصولاتش و از تربیت مدیران شایسته و کارآفرینان خلاق عاجز است و از همین روست که بالاترین نرخ بیکاری در ایران به فارغ التحصیلان دانشگاهی مربوط می شود. یکی از چاره اندیشی های سیاست گذاران آموزش عالی ایران برای حل وفصل بحران ناکارآمدی دانشگاه سیاست تجاری سازی علم بوده است. این سیاست به راه اندازی پارک های علم و فناوری از سوی دانشگاه ها انجامید که قرار است با ارائه تسهیلات مالی و اداری از تأسیس شرکت های دانش بنیان یا همان استارت آپ های دانشگاهی پشتیبانی کنند. چنان که پیداست سیاست تجاری سازی علم دیر یا زود چهره دانشگاه های ایران را تغییر خواهد داد و «منطق» بنگاه های کسب وکار را بر آنها حاکم خواهد کرد.

استارت آپ همچون «روح» جدید سرمایه داری

در یکی از سایت های مربوط به کسب وکارهای استارت آپی به مطلبی برمی خوریم که عنوان به غایت گویایی دارد: «آیین دلبری از سرمایه گذار». و یا در سایتی دیگر با «سبک زندگی استارت آپی» طرف می شویم. نکته مسلم آن است که استارت آپ چیزی بیش از شیوه های نوین کسب وکار است. یک استارت آپ واقعی برای اینکه ایده پرداز باشد باید قبل از هرچیز خودش را و علایقش را بشناسد. از این حیث خود- شناسی یکی از شروط استارت آپی بودن است. حین خود- شناسی باید پای پرسش های وجودی را وسط کشید: هدف من از زندگی چیست؟ می خواهم در زندگی ام به کجا برسم؟ زندگی ام را باید وقف چه چیزی کنم؟ چگونه می توانم کاری خلاقانه و نوآورانه انجام دهم؟ نوآوری و خلاقیت اما جز از مجرای سرمایه گذاری- بر- خود (self-investment) ممکن نمی شود. شما در مقام یک استارت آپی نمی توانید موفق شوید مگر اینکه «خود» را ارتقا دهید و روی «خود» کار کنید. با این اوصاف چه باید کرد؟ تکلیف روشن است: می باید «آیین دلبری» از سرمایه گذار را آموخت و این مستلزم چیزی کمتر از کارکردن روی زبان بدن، فراگیری فنون مذاکره و تکنیک های اقناع نیست. همه اینها یعنی استارت آپی بودن قسمی «اخلاق» (ethics) است که می باید خود را در منش و سلوک رفتاری یک استارت آپی نشان دهد. به این اعتبار، اقتضای استارت آپی بودن در پیش گرفتن یک سبک زندگی است که بارزترین ارزشش چیزی نیست جز «موفقیت فردی». از این حیث، فرهنگ استارت آپی در مقام «روح» جدید سرمایه داری متأخر به کثرتی از گفتارهای مدیریتی و دستورالعمل های روان شناسانه گره می خورد که قرار است راه های موفق بودن را به شما بیاموزند و نشانتان دهند که چگونه باید قورباغه تان را قورت بدهید.

نظر شما
نام و نام خانوادگی:

شماره تماس (نمایش داده نمی شود):

کد امنیتی: captcha

متن پیام: (نظر شما پس از بررسی منتشر خواهد شد)


مطالب مرتبط:
نماد اعتماد الکترونیک logo-samandehi گواهی شامد ثبت نرم افزار
نماد اعتماد الکترونیک نشان ملی ثبت گواهی شامد ارشاد

         

© کلیه حقوق مادی و معنوی این وب سایت متعلق به داده پردازان هومان پویان می باشد.


مخفی کردن >>